چند بخشی

چند بخشی

بخش های متنوع از همه چیز
چند بخشی

چند بخشی

بخش های متنوع از همه چیز

بخند


من موندم این مخترع نون تافتون چه فکری کرده که این همه سوراخ گذاشته رو این نون!!!!

یه لقمه حسابی نمیشه گرفت،همش نشت میکنه !! :|
.
.
.

قبل از هر اظهار نظری

یه "به تو چه" به خودت بگو

اگه جوابشو تونستی بدی بعد اظهار نظر کن (نظر کارشناسی ندین خو...)
.
.
.

دقت کردین همونی که میگه ما ازوناش نیستیم

دقیقا” از هموناست.

خودم ازوناش نیستما!!!!
.
.
.

دقت کردین از وختی فیسبوک اومده تعداد sms ها هم کمتر شده؟ :

قبلا کسی ایده نو به ذهنش میرسید زود اس ام اسش میکرد

ولی الان امکانا زیاد شده share میکنن :
.
.
.

عاغا یه سواله چند وخته ذهن منو درگیر کرده،

چرا وقتی از دور به شهر نگاه میکنی چراغا چشمک میزنن؟ :
.
.
.

3ماه صبحها زود بیدار میشی عادت نمیکنی، فقط کافیه 3روز دیر بلند بشی ...

همچین عادت میکنی :|
.
.
.

میگن تو بهشت گنجیشکا همه شون یبوست دارن! :
.
.
.

یکی از فانتزی هام اینه اونقدر پولدار باشم که یه چیپس 800 تومنی بگیرم،

بعد همینطوری که دارم میخورم و قدم میزنم یه پسر بچه واکس فروش ببینم که داره

با مظلومیت زل میزنه تو چشمام،منم بسته چیپس رو بهش بدم و به راهم ادامه بدم،

اون بچه هم داد بزنه خانوم لااقل اسمتو بگو،

منم سرمو پایین بندازمو به سمت افق پیش برم و محو بشم ...

.
.
.

یکی از فانتزیام اینه که یه رانی (ترجیحا آناناس) بگیرم دستم بخورم چند قدم حرکت کنم

بعد قوطی رانی رو به سمت پشت بندازم همونطوری که تیکه های آناناس دارن از قوطی

درمیان (با حرکت آهسته) همه دهنشون وا بمونه بگن این کیه که اینقدر پولداره از خیر

ته رانی گذشت! منم پشت سرمو نگاه نکنم و به سمت افق به حرکتم ادامه بدم :)))
.
.
.

ولنتاین امسال برای بالشم یه رو بالشی می گیرم!
.
.
.


بیچاره داداشم، بچه که بود، انقد دسته بازی رو نمیدادم بهش بازی کنه،

از قارچ‌خور به عنوان فیلم یاد میکنه تا بازی :))
.
.
.

هر شب تصمیم میگیرم از فردا شب زود تر بخوابم ...

ولی دریغ از کوچکترین تغییر :|
.
.
.

سلامتیه اونایی که به عشق دوچرخه و آتاری معدلشون بالا شد ولی براشون نخریدن :))
.
.
.

یکی از فانتزی هام اینه توی فانتزی هام جای محو شدن تو افق و مه یه سوژه دیگه پیدا کنم :))

تو جمع خانواده داشتیم فیلم میدیدم طرف دو شخصیته بود زرت و زرت میزد آدم میکشت یه ساعت بعد عین یه بچه گوگولی عاشقانه نگات میکرد!!!!
بابام:خانوم نکنه این بچمونم دوشخصیته باشه؟؟؟؟
مامانم: نه بابا خیالت راحت این از اولم بی شخصیت بود چه برسه به دو تا شخصیت!!!!
ینی تخریب در حد هیروشیما....الان دارم هنوز تیکه هاشو جم می کنم:||||
.
.
.

تجربه شخصیم با یه دهه هشتادی:
من:داداشی بزرگ شدی می خوای چه کاره شی؟؟؟
اون:بزرگ شدم از مامانیم پول میگیرم کار کردن سخته!!!!
من:خوب اگه پولش تموم شد چی؟؟؟؟
هیچی دیگه ولش می کنم میرم دنبال زندگیم!!!
ینی من تو اقیانوس ارام شمالی غرق بشم اگه دروغ گفته باشم!!!

حالا این که خوبه اسباب بازیاشو آورده میگه بیا با اینا برام کوفت درس کن!!!!
من:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون:کوفت دیگه!!!!
من:باشه بیا اینم یه کوفته خوشکل!!!!
اون:این کوفته؟؟؟تو به این میگی کوفت؟؟؟؟خجالت نمی کشی؟؟؟؟بسه دیگه حالا برام زهرمار درس کن!!!!!!!!!!!!
خدایی من با این بچه پنج ساله چی کارکنم؟؟؟؟؟
.
.
.

خیر سرم مودمو خاموش کردم که دیگه نیام نت بشینم پای درس!!!!!
الان تنها تفاوتی که با قبلم کردم اینه که هر دفه باید پاشم برم مودمو روشن کنم اول:)))))))
.
.
.

عاغاااا من شامپو ضد ریزش میزنم سرم شوره میزنه
شامپو ضد شوره میزنم موهام میریزه
دوتاشو با هم میزنم هم میریزه هم شوره میزنه!!!!
از این به بعد میخام گل به سرم بزنم دو منظوره هم هستش!!!!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد